السيد الطباطبائي ( مترجم : مهدى تدين )
17
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى )
همچنين اشتباهاتى را كه هر روز مرتكب مىشويم و چيزهايى را موجود مىپنداريم كه وجود ندارد يا از چيزهايى نفى وجود مىكنيم كه در حقيقت وجود دارد و بعداً متوجه مىشويم كه در حكم خود راه خطا رفتهايم . بنابراين ، بحث و كاوش براى تشخيص آنچه وجود دارد از آنچه وجود ندارد و تعيين خواص و احوال موجود واقعى به نحوى كه هرگونه شكّى را از بين ببرد ضرورى است و تنها با چنين پژوهشى مىتوان موجود واقعى را از غيرواقعى باز شناخت . « 1 »
--> ( 1 ) . صرفنظر از كسانى كه فلسفهء اولى يا متافيزيك را علم مربوط به امور و عوالم ماوراء الطبيعه تصور كردهاند و گذشته از دانشمندانى كه پس از استقلال و انشعاب علوم از دانش كلى ( فلسفه ) آن را شير بىيال و دم و اشكم دانستند ، عدهاى نيز بر آنند كه فلسفهء متافيزيك گرچه در مورد قوانين و خواص كلّى وجود بحث و تحقيق مىكند ، اما ثمرات آن در قبال علوم و معارف تجربى ناچيز است و هيچ گرهى به وسيلهء آن گشوده نمىشود ، زيرا اثبات وجود موضوعات علوم كه جزء شاهكارهاى فلسفهء اولى شمرده مىشود ، كارى است زائد و بىثمر . تا موضوعى